اکثر ما بهعنوان دندانپزشکان مهاجر به کانادا از چالشها و سختیهای مسیر معادلسازی آگاهیم. با این وجود، کمتر دندانپزشکانی هستند که مسیری جز مسیر مستقیم معادلسازی را انتخاب میکنند. شاید دلیل این تمایل بیشتر، عدم آگاهی کافی و کمبود اطلاعات در مورد مسیرهای دیگر معادلسازی باشد. لذا در این مقاله قصد دارم اطلاعات و تجربیاتم در این راه را با شما در میان بگذارم تا همکارانم با بینشی وسیعتر و با در نظر گرفتن تمام گزینههای پیشرو، قدم در این راه بگذارند.
خبر خوشحالکننده اين است که با وجود تمام موانع، در کانادا بهعنوان يکي از سختترين کشورها براي معادلسازي مدرک دندانپزشکي، مسيرهاي متعددي در پيش دندانپزشکان مهاجر وجود دارد. در اين شماره به طور خلاصه به اين مسيرها اشاره خواهيم کرد. همچنين به توضيح بيشتر مسير معادلسازي از طريق دوره دانشگاهي خواهيم پرداخت.
پيشينه و تجربيات شخصي من
به دنبال فارغالتحصيلي در ايران در سال 2022، مشتاق بودم که کارم را در کانادا شروع کنم. همواره در پس ذهنم خواهان بازگشت به محيط دانشگاهي بودم و فرصتهاي بيشتري در اين مسير براي خود تصور ميکردم. اما اطلاعات کافي در اين رابطه نداشتم و اين مسير بسيار دور از دسترس و فراتر از تواناييهايم جلوه ميکرد.
از آنجايي که مادرم فرآيند امتحانات معادلسازي مدرک را پيش از من شروع کرده بود، نسبت به بسياري، آشنايي بيشتري با اين مسير داشتم و بيوقفه اين مسير را در پيش گرفتم. با اين حال، راه هموار نبود. اولين چالش، تأخير در تأييد مدارکم بود و اين نخستين باري بود که حس عدم ثبات را در اين راه تجربه کردم. پس از گذشت تقريباً يک سال، مسير را با گذراندن امتحان AFK در فوريه 2023 آغاز کردم. در همين دوره، رقابت بر سر صندليهاي امتحان دوم، ACJ، شدت گرفت. عدهاي بيش از دو دوره براي رزرو صندلي انتظار ميکشيدند. اين دومين چراغ قرمز من در مسير معادلسازي بود. در حالي که براي امتحان دوم آماده ميشدم، نميتوانستم احساس بلاتکليفي را که مرا آزار ميداد، از خود دور کنم. براي کاهش استرس ناشي از مبهم بودن شرايط، تصميم گرفتم فرآيند معادلسازي و مسير دانشگاه، که برايم ناممکن به نظر ميرسيد، را به طور همزمان دنبال کنم. اين رويکرد دوگانه به من اجازه داد تا گزينههايم را باز نگه دارم و شانس موفقيتم را افزايش دهم. همچنين متوجه شدم باورهاي غلط بسياري در رابطه با مسير دانشگاهي وجود دارد؛ باورهايي که من را براي اين قدم به ترديد واداشته بود.
آنچه کمتر به آن پرداخته ميشود، اين است که در مسير مستقيم معادلسازي، دندانپزشکان فشار روحي و رواني زيادي را متحمل ميشوند که به دليل استرس مزمن ناشي از عدم ثبات و تغيير مداوم شرايط اين مسير است؛ از رقابت براي گرفتن صندلي امتحان تا صبر بسيار براي دريافت نتايج که درصد قبولي آنها همواره متغير است. افرادي که وارد مسير دانشگاهي ميشوند، علاوه بر فرصت يادگيري بسيار در طول اين سالها، از ثبات بيشتري برخوردارند.
مقايسه کلي دو مسير معادلسازي مدرک
دو مسير کلي براي دريافت مجوز کار به عنوان دندانپزشک عمومي در کانادا وجود دارد.
مسير اول معادلسازي مدرک بهطور مستقيم از طريق شرکت در امتحانات سازمان NDEB ميباشد.
زمان کارآمد: بهطور کلي، در مقايسه با برنامههاي دانشگاهي، در زمان کمتري به نتيجه نهايي ميرسد.
مقرونبهصرفه: برخلاف تصور عمومي، اين مسير کمهزينهترين مسير معادلسازي مدرک در کانادا ميباشد.
ورود زودهنگام به بازار: با در نظر گرفتن دو مورد قبل، دندانپزشکاني که از کمکهزينههاي بانک براي اتمام اين مسير استفاده ميکنند، در پايان مسير با هيجان کمتري به بانک وارد بازار کار شده و در زمان کوتاهتري به درآمدزايي ميرسند.
تطابق کمتر با محيط کار: با وجود امتحانات سخت و جامع اين مسير، دندانپزشکان در طول اين دوره فرصت تعامل با بيمار کانادايي را نخواهند داشت و در نتيجه در شروع کار خود، مشکلات بيشتري در ارتباط با بيمار و کنترل کردن مسائل قانوني خواهند داشت.
محدوده جغرافيايي محدود: پس از اخذ مجوز کار از اين طريق مسير مستقيم، شما مجاز به کار در سرتاسر کانادا و همچنين سه ايالت مينهسوتا، واشنگتن و کلرادو در ايالات متحده خواهيد بود. اما براي کار در ساير ايالتهاي آمريکا نياز به گذراندن دوره کامل معادلسازي در آمريکا خواهيد داشت.
فشار بالا و عدم قطعيت: از رقابت براي صندليهاي امتحان و فشار گذراندن هر مرحله، ميتواند بسيار استرسزا باشد. اين فرآيند مستلزم دورههاي طولاني آمادهسازي شديد است که منجر به فرسودگي شغلي ميشود.
مسير دوم معادلسازي مدرک
مسير دوم معادلسازي مدرک، گذراندن دوره دانشگاهي در دانشگاههاي کانادا ميباشد که پس از گذران اين دوره، شما بهعنوان دندانپزشک فارغالتحصيل دانشگاه کانادايي وارد بازار کار ميشويد.
ادغام کامل با سيستم دندانپزشکي کانادا: ندانپزشکاني که از اين مسير وارد بازار کار ميشوند، زمان کوتاهتري را براي تطابق با محيط کار کانادايي نياز دارند و آشنايي بيشتري با دستورالعملهاي آمريکاي شمالي دارند؛ چرا که در دوران تحصيل خود به اين منظور تعليم ديده و فرصت کار با بيماران کانادايي را داشتهاند، که شروع کار آنها در اين بازار را هموارتر ميکند.
مدرک معتبر: فارغالتحصيلان مدرک مورد تأييد و اجازه کار در سراسر آمريکاي شمالي را خواهند داشت.
مزيت بازار کار و تخصص: فارغالتحصيلان ممکن است در درخواستهاي شغلي اولويت داشته باشند و در شروع کار خود با مشکلات کمتري مواجه شوند. همچنين براي افرادي که دورنمايي به مسير تخصص دارند، دريافت مدرک از دانشگاه کانادايي و همچنين ساختن ارتباطات در اين محيط ميتواند بسيار مفيد باشد.
مدت طولانيتر: بهطور معمول به حداقل دو سال و بهطور عمده سه سال تحصيل، بدون در نظر گرفتن دوره آمادهسازي و شرکت در امتحانات، نياز دارد.
هزينهي بالاتر: بار مالي بهطور قابلتوجهي در مقايسه با فرآيند NDEB بيشتر است.
تعداد مراحل بيشتر: براي افزايش شانس قبولي، منطقيتر است افراد بهطور همزمان در چند دانشگاه اپلاي کنند که به تبع آن بايد امتحانات و مصاحبههاي متعددي را پشت سر بگذارند.
باورهاي غلط در مورد مسير
باور غلط: عدهي زيادي بر اين باورند سن معيار مهمي براي ورود به دانشگاه ميباشد. در هر سال، بازهي سني داوطلبان بسيار وسيع است و برخلاف باور عمومي، اولويتي به داوطلبان کم سن داده نميشود. ميانگين اختلاف سني داوطلبان ورود به دانشگاه و وروديهاي همان سال بهطور تقريبي يکسان ميباشد که نشان ميدهد فرصت يکساني براي تمامي افراد با هر سني وجود دارد.
باور غلط: باور ديگري که در رابطه به اين مسير وجود دارد، لزوم داشتن پيشينهي تحصيلي و معدل بسيار بالا در دورهي تحصيل اوليه ميباشد.
درست است که معيار انتخاب در هر يک از دانشگاهها متفاوت است و برخي دانشگاهها ارزش بيشتري را براي معدل دانشگاهي داوطلبان قائل هستند و اين درحاليست که تعدادي از دانشگاهها عمده تصميمگيري خود را بر مبناي معيارهايي مانند نتيجهي امتحان عملي و يا مصاحبه انجام ميدهند و توجه چنداني به پيشينهي تحصيلي دانشجويان ندارند.
قطعاً داشتن سوابقي درخشان در اين مسير سودمند خواهد بود ولي لازمه موفقيت شما نيست.
باور غلط: عدهاي تصور ميکنند پيشينه تحقيقاتي پربار و مقالات متعدد شرط ورود به اين مسير است.
در اين مورد هم قطعاً سابقه تحقيقاتي و داشتن مهارت و بينش گسترده اهرمي پيشبرنده و امتيازي مثبت است. اما جالب است بدانيد تعدادي از دانشگاهها نه تنها به اين مورد توجه نميکنند، بلکه درخواست دريافت رزومه بهعنوان مدارک پيش از اپلاي را از شما ندارند و بهطور کلي در پذيرش دورهي عمومي، داشتن سابقهي پژوهشي وسيع آنقدر پررنگ نيست.
حقيقت اين است که، ورود به دانشگاه در درجه اول مستلزم تمايل به صرف زمان، هزينه و انرژي براي بازگشت به دانشگاه است. اگر احساس نياز به يادگيري و ثبات داريد و به اين نتيجه رسيدهايد که اين مسير درستي براي شماست، از شروع نترسيد. در مورد هر دانشگاه تحقيق کنيد و پيشنيازهاي مربوطه را مطالعه کنيد، روي مهارت انگليسي خود کار کنيد. از آنجايي که اکثر دانشگاهها به حداقل نمره آيلتس 6.5 يا معادل آن نياز دارند، براي آزمون ADAT برنامهريزي کنيد. مهارتهاي ارتباطي و مصاحبه را بياموزيد و در نهايت براي امتحان عملي تمرين کنيد. اين تمام چيزي است که براي موفقيت در اين مسير نياز داريد.باور غلط: عدهاي تصور ميکنند پيشينه تحقيقاتي پربار و مقالات متعدد شرط ورود به اين مسير است.
در اين مورد هم قطعاً سابقه تحقيقاتي و داشتن مهارت و بينش گسترده اهرمي پيشبرنده و امتيازي مثبت است. اما جالب است بدانيد تعدادي از دانشگاهها نه تنها به اين مورد توجه نميکنند، بلکه درخواست دريافت رزومه بهعنوان مدارک پيش از اپلاي را از شما ندارند و بهطور کلي در پذيرش دورهي عمومي، داشتن سابقهي پژوهشي وسيع آنقدر پررنگ نيست.
دکتر نگار مدیحی
دندانپزشک
